تبليغاتX
ماهیت یک انحراف زرشکی
ماهیت یک انحراف زرشکی

به قول منهای1 ها معجزست اگر بدونی وال ها خودکشی میکنند

دربرهوت تنهایی ام
نهال عشقی کاشتم
تاسایبان
تن تفته ام
گردد
آوخ
که شوره زار
ناهمرهی
نهال ترد
امیدم
... خشکاند
مجیدمددی-مترجم

نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 16:40 توسط مریم|


نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 0:41 توسط مریم|




از همان زمان که تصمیم گرفتم عکس پرتره عباس کیارستمی را بگیرم، نشان دادن چشم‌هایش مهمترین هدف من بود.

فخرالدین فخرالدینی: عکاسی از عباس کیارستمی به دو دلیل برایم اهمیت داشت؛ اول جایگاه رفیعش در سینمای ایران و جهان و دوم عینکی که همیشه بر چهره داشت و چشمانش را پنهان می کرد.


«خانه دوست کجاست»، «زیر درختان زیتون»، «زندگی و دیگر هیچ» و «طعم گیلاس» از جمله فیلم‌های او هستند که گرچه ساده به نظر می آیند، اما مسائل بزرگ و مهم انسانی را مطرح می‌کنند. کیارستمی جریانی را در سینمای ایران و جهان به راه انداخت که در ادامه از سوی کارگردانان زیادی دنبال شد و موجی هنری را به وجود آورد.


نگاه ویژه کیارستمی به دنیای اطرافش، تبدیل موضوع‌های ساده زندگی به درام‌هایی تاثیرگذار، بازی گرفتن‌های فوق‌العاده از نابازیگران، بیان دغدغه‌های فلسفی به زبان همه‌فهم و... از جمله نکاتی هستند که مرا به آثار این کارگردان علاقه‌مند می‌سازند.

جدا از توانایی‌های هنری کیارستمی، نکته دیگری که همیشه مرا مشتاق می ساخت تا او را مقابل دوربین عکاسی‌ام بنشانم؛ این بود که همیشه عینکی تیره و سیاه بر چشمانش داشت و نگاهش را از دیگران پنهان می‌کرد.


به عنوان یک عکاس پرتره در تمام 60 سالی که به این کار مشغول بوده‌ام، نشان دادن شخصیت درونی آدم‌هایی که مقابل دوربینم نشسته‌اند، برایم اهمیت ویژه داشته است. در بین اجزاء صورت هم، این چشم‌ها هستند که شخصیت آدم‌ها را به بهترین وجه آشکار می‌کنند.


به دلیل همین اهمیت چشم‌ها در هر عکس پرتره، از وقتی قرار شد عباس کیارستمی به آتلیه من بیاید، به فکر فرو رفتم تا بتوانم نگاه او را ثبت کنم. یک راه آن بود تا از او بخواهم عینکش را هنگام عکاسی بردارد که خب آن وقت دیگر همان کیارستمی که همیشه دیده بودیم، نبود.


تنها راه منطقی عکاسی از چهره کیارستمی آن بود که با بودن عینک بر صورتش، بتوانم جوری نورپردازی کنم که چشمهایش هم دیده شوند.


نورپردازی چهره کیارستمی را با پنج نورافکن انجام دادم و بی آنکه به او بگویم، پشت عینک سیاهش را هم روشن کردم و برای نخستین بار چشم هایش را به مخاطب نشان دادم.


این تنها عکس کیارستمی است که در آن نتوانسته چشمهایش را پنهان کند و نگاهش را از دید تماشاگرانش بدزد؛ کامل ترین پرتره این کارگردان که تا امروز گرفته شده است.
نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 17:24 توسط مریم|



با،شرمی متعادل

بافقدان انسانیت،ساختگی،دستی

با،دید هایی آلوده،اسیدی،سبزلجنی

با،سکوتی گوش خراش

با،سایه هایی متحرک،زخمی،مصموم

با ،بادهادیی که به زور میوزند

با ،دروغ هایی معین،آشفته،تراشیده

با ،خون آبه هایی مخفی 

با،زنده گانی مطلق ،حریص،صامت

چه صبح باشکوهی



نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 2:41 توسط مریم|




آشنایی اندکی با یک بندِ آلترناتیو راک آمریکایی

فال اوت بوی یک گروه موسیقی آمریکایی است که در سال ۲۰۰۱ در ایالات متحده آمریکا و در لینویز شکل گرفت. اعضای این گروه پاتریک استامپ، جو ترومن، پت ونتز و اندی هارلی هستند. این گروه از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ پنج آلبوم منتشر کرده‌اند. آلبوم"From Under the Cork Tree"این گروه که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد برنده ی جوایز معتبر زیادی شد و در ایالات متحده ۲٫۵ میلیون نسخه فروش کرد. به دنبال این موفقیت فال اوت بوی در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ تور جهانی برگزار کردند. آلبوم بعدی آنها "Infinity on High " در سال ۲۰۰۷ منتشر شد که توانست در Billboard ۲۰۰ صدرنشین شود. تک آهنگ "This Ain't a Scene, It's an Arms Race" از این آلبوم در billboard pop رتبه ۱# را بدست آورد و در Billboard Hot دوم شد. در سال ۲۰۱۰ شایعه شد که گروه منحل شده. پاتریک استامپ در مصاحبه‌ای منحل شده گروه را رد کرد و اعلام کرد که فعالیت گروه برای مدتی متوقف شده. موفق ترین تک آهنگ‌های این گروه عبارتند از : "This Ain't a Scene, It's an Arms Race" "Sugar, We're Goin Down" که در Billboard Hot ۱۰۰ هشتم شد، "Dance, Dance" گواهینامه پلاتینیوم، "Thnks fr th Mmrs" گواهینامه گلد، "I Don't Care" گواهینامه پلاتینیوم

فال اوت بوی توسط بیلبورد در بین لیست برترین هنرمندان دهه ۱۰-۲۰۰۰ نود و سومین شد.

نوشته شده در شنبه 20 اسفند1390ساعت 21:34 توسط مریم|


جای تو خالی____________ست

مثل گوزن ها_____________یی

که دیگر نیستند، تاردشوند از کنار جاده

در ساعتی دلگی___________ر

بال میکشم آرا_____________م

باوال های مرده، درساحلی متروک

بخشی از شعر وال ،یکی از ترک های آلبوم گوزن های شمالی

از گروه minus1




نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 16:37 توسط مریم|



گوزن های شمالی آمدند- آغازی با پایان باز ...

همچنان طبقه منهای یک موسیقی شهرمان، سر و صدای خود را دارد. "منهای یک" ی ها پس از القای نسبتا موفق "حس لعنتی" خود، این بار اما "گوزنهای شمالی" را وارد کردند. گویی خود، همان گوزنهای شمالی اند و زیرزمینشان همان مدار 60 درجه سرد و دور افتاده است. منهای یکی ها همان گروه ناخواسته منزوی ایست که هر سال در فصلی سرد ظهور میکنند و برای موسیقی- همان عشق- نبردی تمام عیار به پا میسازند، نبردی با پایان باز.

با ورود سینتی سایزر به این معرکه نبرد، شاهد چرخشی از "راک روانگردان" متکی بر ملودی و وکال در حس لعنتی به "نومتال" ی متکی بر ریتم و سرعت در گوزنهای شمالی هستیم. کولاژی از راک که حال و هوای آلبوم های "لینکین پارک" را برایمان تداعی میکند. در واقع منهای یکی ها خود را تکرار نکردند و ریسک تغییر را به جان خریدند. فضای ترانه ها نسبتا یکدست است. این همخوانی حتی در طراحی دفترچه آلبوم نیز به چشم میخورد. رنگ سبز کثیف ارتشی پس زمینه که اطلاعات آلبوم و ترانه ها بر آن نقش بسته است با فضای ترانه ها هم گام است. از تغییر در فضای موسیقی حاکم بر آلبوم حرف زدیم، درحالیکه این تغییر در سبک و سیاق فرمت ترانه های سعید توانایی به چشم نمیخورد و ما همچون آلبوم قبلی این گروه، با ترانه هایی بلند با مصرع های کوتاه روبرو هستیم.

سوالی که هنوز پابرجاست.برای آنکه موسیقی یک بند راک ایرانی بین المللی جلوه دهد، نیاز به ترانه های انگلیسی است؟ نگارنده این مطلب، شخصا از حامیان ترانه فارسی برای یک بند راک ایرانیست. ما با ترانه ای به زبان مادری نیز میتوانیم از مرزها عبور کنیم و پرچممان را به احتزاز درآوریم. آلبوم گوزن های شمالی در پیشبرد وکال راک فارسی با ترانه ای به زبان مادری مان گامی رو به جلو برداشته است. این نو آوری بیشتر در وکال هنرمندانه سیامک بغدادی مشهود است. معتقدم وکال حامد مبارز در حس لعنتی بهتر نمود داشت و در این آلبوم به اندازه سیامک بغدادی در القای حس کلمات به شنونده موفق عمل نکرده است...زمان 4:45 تا 5 قطعه 8- تنها گذاشته میشوم، همان اوجیست که گفتم. سطح جدیدی از وکال فارسی با نیم نگاهی به سبک خواندن های جاناتان دیویس (خواننده گرون نو متال کورن)

ماحصل آلبوم تازه منتشر شده این بند زیرزمینی مشهد، یک حرکت رو به جلو نسبت به آلبوم قبلیست و منهای یکی ها تجربه جدیدی را تحت این آلبوم به روزمینی ها ارائه دادند. پیشنهاد میکنم جدا از بحث کلیشه ای و اخلاقی حمایت و خرید اوریجینال، برای شنیدن این کار نو از منهای یکی های شهرمان که با سلیقه هم گردآوری و آلبوم شده است، آن را تهیه کرده و گوش فرا دهید.

...
پا نوشت: درعکسهای دفترچه آلبوم ،اعضای گروه سوار بر پلکان برقی، بین طبقات معلقند و نیم نگاهی به اطراف- شاید گریز به طبقات بالاتر- دارند
نوشته شده در جمعه 12 اسفند1390ساعت 14:22 توسط مریم|


 آنگاه که دیده ام مردمانی را که میگریزند باصورتکانی زخمی،پاهانی نه چندان پیاده

ودودمانی که به باد رفته، ما برای چه امده ایم

مسیری نه چندان دور و جاده ای نه چندان هموار

ازسیراین راه ها  نهایت وحشت،ترس،اضطراب وسردرگمی

وگاه برای بعضی عوام شادمانی سردی به چشم میخورد

اینجا همان دنیاییست که در جای جایش خفقان مطلق خالی از تعجب نیست


نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند1390ساعت 21:24 توسط مریم|



تاریکه من،آری که من

هیچگاه فکر نمیکردم انسان ها تا این حد نفرت انگیز باشند

دراینجا بودنمان با نبودنمان هیچ فرقی نمیکند

اینجا سوزش دست ها تا مغز استخوان ها احساس میشود

اینجا درد حرف اول را میزند و ما هیچ نباید بگوییم،دلم دیگر هیچ نمیخواهد

برای بودن مینویسم اما نیستم سایه وار دیده میشوم

اینجا بوی سردی ،بوی اشک ،بوی نیاز میاید،بس نیست ...

میلرزه صدای نالش توی باد/سیاهه تموم دنیا تو چشماش

راهی نمونده واسه برگشت به امیده یه روزه بهتر/جایی نمونده واسه مردن به امیده یه روزه بهتر

اشکی نمونده واسه ریختن به امیده یه روزه بهتر/روحی نمونده واسه کشتن پس به امیده یه روزه بهتر

شعر از   The Control Band






نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 15:39 توسط مریم|



مطالب پيشين
» تنهایی-1
» دوست داشتنی
» وقتی کیارستمی نتوانست چشم‌هایش را پشت عینک سیاه پنهان کند
» خون آبه هایی مخفی
» Fall Out Boy
» وال
» minus1
» گذر
» اینجا

Design By : Pars Skin